ترجمه "aktiv" به فارسی

دارایی, فعال, آکتیو بهترین ترجمه های "aktiv" به فارسی هستند.

aktiv adjective noun common neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دارایی

    سرچشمه منابع اقتصادی، که سودهای اقتصادی در آینده را سبب میشود

    Vi har brug for kontonummeret, så vi kan verificere aktiverne.

    ما شماره حساب شما رو لازم داریم تا بتونیم دارایی هاتون رو تایید کنیم!

  • فعال

    Den sekulære bioteknologiske studerende er ret aktiv på de sociale medier.

    دانشجوی سکولار مهندسی زیستی که کاملا در رسانه های اجتماعی فعال بود.

  • آکتیو

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " aktiv " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "aktiv" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "aktiv" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه