ترجمه "alf" به فارسی
الف, وروجک, پری بهترین ترجمه های "alf" به فارسی هستند.
alf
noun
common
دستور زبان
-
الف
Ed troede, jeg var Alf, og blev ved med at mumle antisemitiske bemærkninger.
اد " فکر کرده بود که من " الف " هستم. و همش کسشعر هاي ضد يهود مي گفت.
-
وروجک
-
پری
nounHvad gør vi nu, alf?
حالا چیکار کنیم ، پری ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alf " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alf
proper
Alf (tv-serie)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Alf" در فرهنگ لغت دانمارکی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alf در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن