ترجمه "almindelig" به فارسی

رایج, شایع, معمول بهترین ترجمه های "almindelig" به فارسی هستند.

almindelig adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • رایج

    adjective

    Ansigter, og nogle gange deforme ansigter, er den allermest almindelige ting i disse hallucinationer.

    چهره ها، و گاهی اوقات چهره هاي بدشکل و ناقص، رایج ترین صحنه ها در این توهمات اند.

  • شایع

    adjective

    Det er ikke interessant, fordi det er så almindeligt.

    این اصلا جذاب نیست چون خیلی شایع است.

  • معمول

    adjective

    Det er almindeligt at ens appetit, vægt og søvnmønster ændrer sig.

    تغییر اشتها و وزن و اختلال در خواب بسیار معمول است.

  • نرمال

    adjective

    Et almindeligt, svensk navn.

    يه اسم نرمال سوئدي

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " almindelig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "almindelig" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "almindelig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه