ترجمه "alter" به فارسی
محراب, مذبح, قربانگاه بهترین ترجمه های "alter" به فارسی هستند.
alter
noun
neuter
دستور زبان
-
محراب
nounJeg havde et alter bygget til Lucia er hans bryllup.
به من گفتن که بيام واسه عروسيه لوسيا محراب درست کنم
-
مذبح
nounDe har i vor tid ofret millioner af deres sunde og raske sønner på krigens alter.
آنان میلیونها نفر از پسران تندرست خود را بر مذبح امروزی جنگ قربانی ساختهاند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Alter
-
قربانگاه
Ti dage senere bragte man et offer til Zeus på det hedenske alter.
ده روز بعد، بر روی قربانگاه مشرکان قربانی به زئوس تقدیم شد.
تصاویر با "alter"
عباراتی شبیه به "alter" با ترجمه به فارسی
-
خود دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن