ترجمه "ansigt" به فارسی
چهره, صورت, رخ بهترین ترجمه های "ansigt" به فارسی هستند.
ansigt
noun
neuter
دستور زبان
-
چهره
nounSådan ser han ud med ansigtet i behold.
اينجا يه کارت شناساييه که شبيه چهره جنازه ـست.
-
صورت
nounAlt jeg kan forestille mig er Katherines ansigt.
تنها چيزي که تصوّر مي کنم صورت کاترينه.
-
رخ
noun
-
ترجمه های کمتر
- رو
- روی
- ru
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ansigt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ansigt"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن