ترجمه "antenne" به فارسی
آنتن, شاخک بهترین ترجمه های "antenne" به فارسی هستند.
antenne
noun
common
w
دستور زبان
-
آنتن
Blæs antennen, og vi vil ikke være i stand til at gøre det.
منفجر کردن آنتن ، باعث ميشه که نتونيم اين کارو کنيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " antenne " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Antenne
-
شاخک
عضوی از بند بندپایان که برای حس کردن است
Eller det kan tage en flue og placere ben hvor antennerne bør være.
یا کاری کند که یک مگس در جای شاخک هایش پا در بیاورد.
تصاویر با "antenne"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن