ترجمه "arving" به فارسی

وارث, وارِث بهترین ترجمه های "arving" به فارسی هستند.

arving noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • وارث

    noun

    Du udsatte arvingen til Jernøerne for dine lege, og nu er de begge væk.

    بازیت رو با وارث جزایر آهنین کردی و حالا هر دوشون رفتن.

  • وارِث

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " arving " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "arving" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه