ترجمه "ballet" به فارسی
باله, رقص باله بهترین ترجمه های "ballet" به فارسی هستند.
ballet
noun
common
دستور زبان
-
باله
nounSofie vil tage os med ud at købe tøj til balletten.
سوفي ميخواد ما رو ببره خريد براي نمايش باله.
-
رقص باله
nounJeg brugte dine penge til at købe en billet til en ballet-forestilling.
از پولت استفاده کردم تا بليط رقص باله بگيرم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ballet " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ballet"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن