ترجمه "bandage" به فارسی
بانداژ ترجمه "bandage" به فارسی است.
bandage
noun
common
دستور زبان
-
بانداژ
nounHan pakkede dem ud og bandt bandager på sin brors arm – fra håndleddet til albuen.
او سپس آنرا باز کرده و بالاو پائین بازوی برادرش را بانداژ کرد–از مچ تا آرنج.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bandage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن