ترجمه "bank" به فارسی

بانک, nimkat, بانک بهترین ترجمه های "bank" به فارسی هستند.

bank noun verb common neuter masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    بانک

    Nu er det sådan, at banker aldrig spørger om personfølsomme oplysninger via email.

    و بانک هيچ وقت اطلاعات به اين مهمي رو از طريق ايميل درخواست نميکنه.

  • nimkat

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bank " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Bank
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • بانک

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Hvis man gennemfører spillet, bliver man certificeret af World Bank Institute, som Social Innovatør, årgang 2010.

    اگه بازی رو تموم کنید، موسسه بانک جهانی گواهی می کنه که شما مبتکر اجتماعی هستین، کلاس ۲۰۱۰.

تصاویر با "bank"

عباراتی شبیه به "bank" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bank" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه