ترجمه "banner" به فارسی

نشان, پرچم, بنر بهترین ترجمه های "banner" به فارسی هستند.

banner
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشان

    noun
  • پرچم

    noun

    Han vil ikke løbe den risiko, at Midgård samles under ét banner.

    اون اين ريسک رو که مردم خطه مياني. زير يک پرچم با هم متحد شوند رو نمي پذيره

  • بنر

    Vi har dette banner i vores kontor i Palo Alto,

    این بنر موسسات ما در پالو آلتو است،

  • نوار آگهی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " banner " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "banner" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه