ترجمه "bebrejde" به فارسی

انتقادکردن, سرزنش کردن, مقصر دانستن بهترین ترجمه های "bebrejde" به فارسی هستند.

bebrejde verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقادکردن

    verb
  • سرزنش کردن

    verb

    Jeg stoppede med at bebrejde mit ømme knæ for at være 64.

    دست از سرزنش کردن زانوی متورمم در ۶۴ سالگی برداشتم.

  • مقصر دانستن

    verb
  • گله کردن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bebrejde " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "bebrejde" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه