ترجمه "begivenhed" به فارسی
رویداد, حادثه, رخداد بهترین ترجمه های "begivenhed" به فارسی هستند.
begivenhed
noun
common
دستور زبان
-
رویداد
nounاتفاقی موقت و برنامهریزی شده، مانند فستیوال یا مسابقه
Faktisk er der en kæmpe demografisk begivenhed igang.
اساسا، یک رویداد مهم جمعیتی در حال وقوع است.
-
حادثه
nounUventede begivenheder i vores liv kan føre til sorg, smerte og skuffelse.
حوادث غیر منتظره در تمام زندگی ما باعث غم و اندوه، درد، و نا امیدی می شوند.
-
رخداد
nounEsther skal udnytte energien fra en overjordisk begivenhed.
استر بايد از انرژي يه رخداد فلکي استفاده کنه.
-
واقعه
nounDen første af disse begivenheder er det messianske riges fødsel.
اوّلین واقعه در میانِ این وقایع برقراری ملکوت مسیحایی در آسمان است.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " begivenhed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "begivenhed" با ترجمه به فارسی
-
رویدادها
-
رویداد سالانه
-
رویداد تکراری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن