ترجمه "besked" به فارسی
پیغام, پیام, اخطار بهترین ترجمه های "besked" به فارسی هستند.
besked
noun
common
دستور زبان
-
پیغام
nounJeg blev bedt om at levere en besked.
ازم خواسته بودن یه پیغام برسونم و همین کارو کردم.
-
پیام
nounJeg er sikker på at I har hørt nogle af disse beskeder.
من مطمئن هستم که شما تعدادی از این پیام ها را شنیده اید.
-
اخطار
Overvåger status af netværksgrænseflader og giver besked til programmer som bruger netværketName
وضعیت واسطهای شبکه را ردیابی کرده و با استفاده از شبکه برای کاربرد ، اخطار فراهم میکند. Name
-
هشدار
nounder giver dem besked hvis nogen er ligesom os.
يه جورايي مثل سيستم آژير خطر ميمونه... که اگه کسي ازما مخفي مونده باشه بهشون هشدار ميده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " besked " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "besked" با ترجمه به فارسی
-
اخطار · هشدار
-
پیام کوتاه
-
اعلاميه وضعيت دريافت
-
اعلاميه تماس از دست داده شده
-
اخطار · هشدار
اضافه کردن مثال
اضافه کردن