ترجمه "bid" به فارسی
لقمه, لگام, گاز گرفتن بهترین ترجمه های "bid" به فارسی هستند.
bid
noun
verb
common
neuter
دستور زبان
-
لقمه
nounDen slags kan gøre det svært blot at få en enkelt bid ned.
شاید حتی یک لقمه از آن را هم نتواند پایین دهد.
-
لگام
hovedtøj
-
گاز گرفتن
De vil bare tage en bid...
تنها چيزي که براي آنها مهم است گاز گرفتن است
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن