ترجمه "blande" به فارسی

آمیختن, ادغام کردن, بیقرار بودن بهترین ترجمه های "blande" به فارسی هستند.

blande verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • آمیختن

    verb

    Vi forfalsker ikke Guds ord ved at blande det op med menneskers filosofi.

    ما کلام خدا را با در آمیختن آن با فلسفههای بشری تحریف نمیکنیم.

  • ادغام کردن

    verb

    (2 Peter 2:1) Nogle der gav sig ud for at være kristne, begyndte at blande kristendommen med forkerte religiøse læresætninger og skikke.

    (۲پطرس ۲:۱) کسانی که ادعای مسیحی بودن میکردند، مسیحیت را با تعالیم و اعمال مذاهب کاذب ادغام کردند.

  • بیقرار بودن

    verb
  • تصادفی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blande " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blande" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه