ترجمه "blodig" به فارسی

خونین, خونخوار, خونى بهترین ترجمه های "blodig" به فارسی هستند.

blodig adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خونین

    adjective

    Kampen var hård og blodig, men Alexanders styrker gik af med sejren.

    با اینکه این نبرد، نبردی شدید و خونین بود، نیروهای اسکندر پیروز شدند.

  • خونخوار

    adjective
  • خونى

    repræsenterer barberkirurgens blodige bandager,

    نشان دهنده باندهاى خونى جراح آرايشگر است،

  • خونی

    adjective

    er blodige kroppe der bliver taget ud af en pickup

    یک بدن خونی هستش که از یک کامیون باری بیرون آورده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " blodig " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "blodig" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه