ترجمه "bomuld" به فارسی
پنبه, پارچه نخی, پنبه بهترین ترجمه های "bomuld" به فارسی هستند.
bomuld
w
-
پنبه
nounJeg så det for længe siden, og min hjerne er lavet af bomuld.
با اينکه مغزم از پنبه است ولي خيلي وقت پيش فهميدم
-
پارچه نخی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bomuld " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Bomuld
-
پنبه
nountekstil
Jeg så det for længe siden, og min hjerne er lavet af bomuld.
با اينکه مغزم از پنبه است ولي خيلي وقت پيش فهميدم
تصاویر با "bomuld"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن