ترجمه "bort" به فارسی

دور, سجاف بهترین ترجمه های "bort" به فارسی هستند.

bort noun adverb common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دور

    adjective noun adverb

    De ældste søger efter de får der er kommet bort fra menigheden.

    پیران جماعت نیز وقتی ببینند که گوسفندانی از گله دور و گم شدهاند فوراً به جستجوی آنها میشتابند.

  • سجاف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "bort"

عباراتی شبیه به "bort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "bort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه