ترجمه "brand" به فارسی
آتشسوزی, آتش, نمانام بهترین ترجمه های "brand" به فارسی هستند. نمونه ترجمه شده: Den store brand i London synes at have været en sådan ulykke. ↔ ظاهراً، آتشسوزی بزرگ لندن یکی از این گونه فاجعهها بوده است.
brand
noun
common
w
دستور زبان
-
آتشسوزی
nounDen store brand i London synes at have været en sådan ulykke.
ظاهراً، آتشسوزی بزرگ لندن یکی از این گونه فاجعهها بوده است.
-
آتش
nounSå det her er, hvad der sker, når branden kommer i gang.
این اتفاقی است که زمان وقوع آتش سوزی رخ می دهد.
-
نمانام
نام، لفظ، طرح، نشانه يا هر خصيصه ديگري كه نقش هويت دهنده به يك محصول و يا سرويس را ايفا ميكند. اين خصايص گستره بسيار وسيعي را شامل ميشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brand " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "brand"
عباراتی شبیه به "brand" با ترجمه به فارسی
-
ارزش براند
-
برانگیختن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن
ترجمه های "brand" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه
Hun sagde, at hun ville hjælpe mig med at undersøge branden der dræbte min far.
اون بهم گفت که در مورد آتيش سوزي اي که جون پدرمو گرفت کمک مي کنه ، و بعدش يدفعه ناپديد شد.
Professor Brand.
پروفسور برند
Hvornår går kernen i brand?
چقدر تا انفجار بمب باقي مونده ؟
John Kamen: Jeg tror at du får svært ved at mødes med dem, men jeg mener det bestemt er værd at forfølge et par store, virkelig åbenlyse brands.
جان کمن: من فکر می کنم که جلسه تون خیلی سخت باشه, ولی فکر می کنم ارزش دنبال کردنش را داره یه چند تا نام تجاری بزرگ و شناخنه شده.
Hvad er " The Brand "?
علامتش چیه ؟