ترجمه "brise" به فارسی
باد صبا, نسیم بهترین ترجمه های "brise" به فارسی هستند.
brise
noun
common
دستور زبان
-
باد صبا
noun -
نسیم
noun„Den kølige brise og udsigten til bjergene er nu afløst af gloende hede og citrontræer så langt øjet rækker,“ siger Dustin.
داستین میگوید: «به جای نسیم خنک، گرمای شدید است و به جای مناظر کوهستانی، انبوهی از درختان لیمو.»
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brise " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن