ترجمه "broccoli" به فارسی

کلم بروکلی, نوعی گل کلم بهترین ترجمه های "broccoli" به فارسی هستند.

broccoli noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلم بروکلی

    Alle børnene, selv dem i Berkeley, kan lide kiksene og kan ikke lide rå broccoli.

    حالا همه خردسالان حتی در برکلی (Berkley) شیرینی را دوست دارن و کلم بروکلی خامو دوست ندارن.

  • نوعی گل کلم

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " broccoli " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "broccoli"

اضافه کردن

ترجمه های "broccoli" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه