ترجمه "brun" به فارسی

قهوهای, قهوه ای بهترین ترجمه های "brun" به فارسی هستند.

brun adjective verb دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • قهوهای

    adjective

    رنگ

    For at gøre dette, dypper jeg dem i en tyk, brun voks

    برای این کار، آنها را در مومی غلیظ و قهوهای فرو بردم

  • قهوه ای

    adjective

    Det store brune gør hans øje meget stort.

    آن قهوه ای بزرگ چشم هاش را خیلی بزرگ میکنه.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " brun " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "brun"

عباراتی شبیه به "brun" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "brun" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه