ترجمه "bur" به فارسی
قفس, زندان بهترین ترجمه های "bur" به فارسی هستند.
bur
noun
neuter
دستور زبان
-
قفس
nounJeg låste hende inde i et bur under jorden.
گولش زدم و توي يه قفس زير زمين حبسش کردم.
-
زندان
nounMit bevismateriale kan bure ham inde i årevis.
من مدارکي دارم که اونو واسه سالها بندازه زندان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "bur"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن