ترجمه "ceremoni" به فارسی

تشریفاتی, مراسم, مربوط به جشن بهترین ترجمه های "ceremoni" به فارسی هستند.

ceremoni noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • تشریفاتی

    noun
  • مراسم

    noun

    Jeg vil forsøge at få lidt søvn før ceremonien.

    سعي ميکنم قبل از مراسم يه کم بخوابم.

  • مربوط به جشن

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ceremoni " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ceremoni
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • مراسم

    noun

    Ceremonien er nødvendig... for at du kan indtage din plads her i verden.

    مراسم لازمه تا تو جايت رو در دنيا پيدا کني

اضافه کردن

ترجمه های "ceremoni" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه