ترجمه "chef" به فارسی
رئیس, مدیر بهترین ترجمه های "chef" به فارسی هستند.
chef
noun
common
دستور زبان
-
رئیس
nounDet er vel sådan, det er, når man er chef.
به گمونم وقتی رئیس باشی ، این چیزها هم گیرت میاد.
-
مدیر
nounSom tidligere chef for et større selskab er jeg vant til luksus.
میدونی ، به عنوان مدیر عامل سابقِ یک شرکت بزرگ بیوتکنولوژی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chef " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن