ترجمه "computer" به فارسی
کامپیوتر, رایانه, رایانِه بهترین ترجمه های "computer" به فارسی هستند.
computer
noun
common
w
دستور زبان
-
کامپیوتر
nounMin computer må være nyttig for noget.
البته که کامپیوتر من باید بهنحوی برایم مفید باشد.
-
رایانه
nounماشینی است که از آن برای پردازش اطلاعات استفاده میشود
Sagt på en anden måde, vi prøver, at skabe en nul-indlæringskurve computer.
به عبارت دیگر، می خواهیم رایانه ای بدون نیاز به آموزش بسازیم.
-
رایانِه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " computer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "computer"
عباراتی شبیه به "computer" با ترجمه به فارسی
-
تبلت
-
شبکه رایانه به رایانه
-
رایانه گروه خانگی
-
رایانه شخصی
-
رایانه شخصی
-
رایانه قابل حمل · رایانه کیفی · لپتاپ
-
ساخت به کمک رایانه
-
رایانه من
اضافه کردن مثال
اضافه کردن