ترجمه "cylinder" به فارسی
استوانه, استوانه بهترین ترجمه های "cylinder" به فارسی هستند.
cylinder
noun
common
w
دستور زبان
-
استوانه
Jeg skal bruge aluminiumfoliet lige nu for at skærme cylinderens frekvenser.
من الان به فويل آلمينيومي احتياج دارم يه حفاظ براي فرکانس اي استوانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cylinder " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Cylinder
-
استوانه
Jeg skal bruge aluminiumfoliet lige nu for at skærme cylinderens frekvenser.
من الان به فويل آلمينيومي احتياج دارم يه حفاظ براي فرکانس اي استوانه
تصاویر با "cylinder"
عباراتی شبیه به "cylinder" با ترجمه به فارسی
-
سیلندر (موتور)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن