ترجمه "database" به فارسی

پایگاه دادهها, بانک اطلاعات, پایگاه اطلاعات بهترین ترجمه های "database" به فارسی هستند.

database noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پایگاه دادهها

    noun
  • بانک اطلاعات

    noun

    Jeg har lavet databasen, men uden endnu en variabel, er listen meget lang.

    من يه بانک اطلاعاتي درست کردم اما بدون يه متغير ديگه اين ليست خيلي طولانيه

  • پایگاه اطلاعات

  • پایگاه داده

    Så vi startede med en database med 13 millioner ejerskabsrelationer fra 2007.

    خوب ما با یک پایگاه داده که شامل ۱۳ میلیون رابطه مالکیتی از سال ۲۰۰۷ بود شروع کردیم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " database " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "database" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "database" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه