ترجمه "datter" به فارسی

دختر, فرزند, doxtar بهترین ترجمه های "datter" به فارسی هستند.

datter noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دختر

    noun

    Vores datter brændte sin finger med en tændstik.

    دختر ما انگشتش را با کبریت سوزاند.

  • فرزند

    noun

    Mindst elsket af din moder, der sukkede efter en datter.

    مادرت كه هميشه فرزند دختري مي خواست ، از همه كمتر دوستت داشت.

  • doxtar

  • فرزند دختر

    Mindst elsket af din moder, der sukkede efter en datter.

    مادرت كه هميشه فرزند دختري مي خواست ، از همه كمتر دوستت داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " datter " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "datter" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه