ترجمه "dej" به فارسی
خمیر, پول, خمیر بهترین ترجمه های "dej" به فارسی هستند.
dej
noun
common
w
دستور زبان
-
خمیر
nounHusmoren blandede melet med vand, æltede dejen og bagte derefter brødene.
خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.
-
پول
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dej " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dej
-
خمیر
nounHusmoren blandede melet med vand, æltede dejen og bagte derefter brødene.
خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.
تصاویر با "dej"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن