ترجمه "dej" به فارسی

خمیر, پول, خمیر بهترین ترجمه های "dej" به فارسی هستند.

dej noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیر

    noun

    Husmoren blandede melet med vand, æltede dejen og bagte derefter brødene.

    خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.

  • پول

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dej " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Dej
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • خمیر

    noun

    Husmoren blandede melet med vand, æltede dejen og bagte derefter brødene.

    خانم خانه آرد را با آب مخلوط میکرد، خمیر را ورز میداد و نان را میپخت.

تصاویر با "dej"

اضافه کردن

ترجمه های "dej" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه