ترجمه "detektor" به فارسی
حساس, حسی, ردیاب بهترین ترجمه های "detektor" به فارسی هستند.
detektor
Noun
دستور زبان
-
حساس
noun -
حسی
noun -
ردیاب
nounMit yngre jegs detektor førte os direkte til Savages laboratorium.
ردیاب نسخه ی جوونترم ما رو مستقیماً به آزمایشگاه سویج رسوند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detektor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن