ترجمه "diplomat" به فارسی

دیپلمات, ديپلمات, سیاستمدار بهترین ترجمه های "diplomat" به فارسی هستند.

diplomat noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیپلمات

    noun

    Sloane og hendes team henter de russiske diplomater.

    اسلون و تیمش میرد دنبال دیپلمات روسی تا بگیرندش

  • ديپلمات

    De mennesker, der arbejder her, er ikke diplomater.

    آدم هايي که اينجا کار ميکنند ديپلمات نيستند

  • سیاستمدار

    noun

    „Folk forstår aldrig dem de hader.“ — James Russell Lowell, essayist og diplomat.

    جیمز راسِل لاول، سیاستمدار و مقالهنویس چنین گفت: «درک مردم نتوان، گر تنفر در میان.»

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " diplomat " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "diplomat" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه