ترجمه "disk" به فارسی

دیسک, لوح فشرده بهترین ترجمه های "disk" به فارسی هستند.

disk w
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • دیسک

    noun

    Pop et vindue op når en disk bliver kritisk fuldAre items on device information columns hidden?

    بالا پریدن پنجره ، هنگامی‌ که دیسک تا حد بحرانی پر می‌شودAre items on device information columns hidden?

  • لوح فشرده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " disk " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "disk"

عباراتی شبیه به "disk" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "disk" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه