ترجمه "distrikt" به فارسی
بلوک, حد, قلمرو بهترین ترجمه های "distrikt" به فارسی هستند.
distrikt
Noun
دستور زبان
-
بلوک
noun -
حد
nounMenighederne bør have som mål at uddele deres indbydelser og dække så meget af deres distrikt som muligt.
جماعات باید سعی کنند که دعوتنامههایی را که در اختیارشان قرار داده شده است، تا حد امکان در میان مردم محدودهٔ خود پخش کنند.
-
قلمرو
noun
-
ترجمه های کمتر
- ناحیه
- ولسوالی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " distrikt " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Distrikt
-
بخش (چین)
-
ولسوالی
noun
عباراتی شبیه به "distrikt" با ترجمه به فارسی
-
حوزه فدرال
-
ناحیه فدرالی اورال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن