ترجمه "dog" به فارسی

اما, با این حال, گرچه بهترین ترجمه های "dog" به فارسی هستند.

dog conjunction دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • اما

    conjunction

    Det er dog langt mere alvorligt at isolere sig fra Skaberen.

    اما، بدتر از آن وقتی است که فرد خود را از آفریدگار عالَم منزوی کند.

  • با این حال

    På grund af „rigdommens bedragende magt“ må vi dog aldrig undervurdere faren for at blive grebet af havesyge.

    با این حال، به دلیل «فریبندگی ثروت،» نباید خطر حرص و طمع را دست کم گرفت.

  • گرچه

    Det lyder dog som om hans små ikke er faldet ned endnu, hvis du ved hvad jeg mener.

    مثل منه ، گرچه ، گیل ، هنوز پسراش آویزون نشدن ، امیدوارم منظورمو فهمیده باشی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dog " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "dog" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "dog" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه