ترجمه "domstol" به فارسی
محکمه, دادگاه, دادگاه محکمه بهترین ترجمه های "domstol" به فارسی هستند.
domstol
noun
common
دستور زبان
-
محکمه
-
دادگاه
nounHan holdes fanget i en kælder i den føderale domstol.
اون رو توي زير زمين دادگاه فدرال نگهداري مي کنند.
-
دادگاه محکمه
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " domstol " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "domstol" با ترجمه به فارسی
-
دیوان دادگستری بینالمللی
-
دیوان بینالمللی دادگستری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن