ترجمه "doven" به فارسی
تَنبَل, تنبل, بی سود بهترین ترجمه های "doven" به فارسی هستند.
doven
adjective
دستور زبان
-
تَنبَل
-
تنبل
adjectiveOg ligesom den dovne træl var de ikke villige til at bringe personlige ofre for Rigets skyld.
همچنین مانند غلام تنبل مایل نبودند در راه پادشاهی خدا ازخودگذشتگی کنند.
-
بی سود
adjective
-
ترجمه های کمتر
- سست
- لس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " doven " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن