ترجمه "drage" به فارسی
اژدها, بادبادک, اژدها بهترین ترجمه های "drage" به فارسی هستند.
drage
verb
noun
common
w
دستور زبان
-
اژدها
nounI hulen bor der en drage.
در غار یک اژدها زندگی میکند.
-
بادبادک
nounSå dette er for en drage tilsvarende det at tisse i sneen.
خب این معادل بادبادک بازیه که تو برف با دقت نگاه میکنه —
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drage " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Drage
-
اژدها
nounموجودی افسانه ای که از دهانش اتش بیرون می اید
I hulen bor der en drage.
در غار یک اژدها زندگی میکند.
-
بادبادک
nounSå dette er for en drage tilsvarende det at tisse i sneen.
خب این معادل بادبادک بازیه که تو برف با دقت نگاه میکنه —
تصاویر با "drage"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن