ترجمه "dreng" به فارسی

پسر, pesar, پس بهترین ترجمه های "dreng" به فارسی هستند.

dreng noun common w دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • پسر

    noun masculine

    انسان مذکر جوان

    Drengen sad på en stol.

    پسر روی یک صندلی نشست.

  • pesar

  • پس

    adjective conjunction noun adverb

    Fem år senere fødte jeg et barn, en skøn dreng som vi gav navnet Saúl.

    پنج سال پس از ازدواجمان پسربچهای به دنیا آوردم که نامش را ساؤل گذاشتیم.

  • پسر بچّه

    Men en dag skete der noget uventet: Den lille dreng, som kun var omtrent tre år gammel, gik pludselig i koma.

    ولیکن، روزی، حادثۀ بدون انتظاری رُخ داد: پسر بچّه که سه سال بیشتر نداشت، ناگهان به حالت اغماء رفت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dreng " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "dreng"

اضافه کردن

ترجمه های "dreng" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه