ترجمه "drive" به فارسی
راندن, روندن بهترین ترجمه های "drive" به فارسی هستند.
drive
verb
noun
common
neuter
دستور زبان
-
راندن
verbDet faktum at man fejler, det bør ikke afholde en fra at drive videnskaben fremad.
اين واقعيت كه شما ناكارآمد هستيد، نبايد شما را از به پيش راندن علم منع كند.
-
روندن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " drive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "drive" با ترجمه به فارسی
-
گرداننده لایه ای
-
رانندهٔ تاکسی
-
درایو حالت جامد
-
درایور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن