ترجمه "drive" به فارسی

راندن, روندن بهترین ترجمه های "drive" به فارسی هستند.

drive verb noun common neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • راندن

    verb

    Det faktum at man fejler, det bør ikke afholde en fra at drive videnskaben fremad.

    اين واقعيت كه شما ناكارآمد هستيد، نبايد شما را از به پيش راندن علم منع كند.

  • روندن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " drive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "drive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "drive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه