ترجمه "dum" به فارسی

احمق, کودن, ببو بهترین ترجمه های "dum" به فارسی هستند.

dum adjective دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • احمق

    noun

    Mellem dig og mig, han er ret dum.

    بین خودمان بماند، او نسبتاً احمق است.

  • کودن

    adjective

    Fortæl disse dejlige, dumme mennesker, hvad du gjorde.

    به این افراد خوب و کودن بگو چه کار کردی.

  • ببو

  • دبنگ

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " dum " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "dum" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه