ترجمه "dyr" به فارسی
جانور, حیوان, گران بهترین ترجمه های "dyr" به فارسی هستند.
dyr
adjective
noun
neuter
دستور زبان
-
جانور
noun(jânvar)
Dette ligner en plante, men det er faktisk et dyr.
مانند گیاه به نظر می رسد، ولی در حقیقت جانور است.
-
حیوان
noun(jânvar)
Alle heste er dyr, men ikke alle dyr er heste.
همه اسب ها حیوان اند، ولی همه حیوانات اسب نیستند.
-
گران
adjectiveDisse juveler er dyre.
این جواهرات گران قیمت هستند.
-
ترجمه های کمتر
- جانوران
- ǧānvar
- جانداران
- جانوری
- حس و حرکت
- حیوانی
- ḥayvān
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " dyr " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Dyr
-
جانوران
noun
تصاویر با "dyr"
عباراتی شبیه به "dyr" با ترجمه به فارسی
-
بیمهرگان
-
عدد وحش
-
رفتار همجنسگرایانه در جانوران
-
حیوانات در ورزش
-
خیلی گران است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن