ترجمه "edderkop" به فارسی
عنکبوت, تارتنک, عنکبوت بهترین ترجمه های "edderkop" به فارسی هستند.
edderkop
Noun
noun
w
دستور زبان
-
عنکبوت
nounJeg tvivler på, han er blevet bidt af en kinesisk edderkop.
واقعا شک دارم که توسط يه عنکبوت پرنده ي چيني گزيده شده باشه.
-
تارتنک
noun -
[[عنکبوت]]
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " edderkop " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Edderkop
-
عنکبوت
nounراستهای از عنکبوتیان
Hvad skete der med Broder Jakob eller Lille Edderkop?
چه اتفاقي براي فرير ژاکس و عنکبوت کوچيکش افتاده ؟
تصاویر با "edderkop"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن