ترجمه "enzym" به فارسی
آنزیم, زیمایه, آنزیم بهترین ترجمه های "enzym" به فارسی هستند.
enzym
noun
neuter
دستور زبان
-
آنزیم
Det lader til, nålen har tilført et fjendtligt enzym. Ind i cellerne i hippocampus.
'سوزن به نظر می رسد به یک آنزیم خصمانه کاشته اند 'به داخل سلول در هیپوکامپ.
-
زیمایه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " enzym " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Enzym
-
آنزیم
Det lader til, nålen har tilført et fjendtligt enzym. Ind i cellerne i hippocampus.
'سوزن به نظر می رسد به یک آنزیم خصمانه کاشته اند 'به داخل سلول در هیپوکامپ.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن