ترجمه "fald" به فارسی

حالت, سقوط بهترین ترجمه های "fald" به فارسی هستند.

fald noun verb neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • حالت

    noun

    I værste fald låner vi penge af mine forældre.

    خيله خب.بدترين حالت ممكنه اينه كه ، يه خورده پول از ننه بابام قرض مي كنيم.

  • سقوط

    noun

    Jeremias giver en detaljeret beretning om Jerusalems fald.

    اِرْمیا گزارشی دقیق و تکمیل از سقوط اورشلیم ارائه میدهد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fald " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fald" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fald" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه