ترجمه "fange" به فارسی
زندانی, گرفتن بهترین ترجمه های "fange" به فارسی هستند.
fange
verb
noun
common
دستور زبان
-
زندانی
nounJeg er en fange fordi, jeg har gjort noget forkert.
من زندانی ام برای اشتباهی که مرتکب شدم.
-
گرفتن
verbDer skulle tre regimenter til at fange dyret.
سه گروه رو براي گرفتن اين موجود فرستادن.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fange " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "fange" با ترجمه به فارسی
-
زندانی سیاسی
-
هری پاتر و زندانی آزکابان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن