ترجمه "fart" به فارسی
سرعت, عجله, مقدار حرکت بهترین ترجمه های "fart" به فارسی هستند.
fart
noun
common
w
دستور زبان
-
سرعت
nounHvis vi sænker farten kan du piggene i aktion.
بیایید سرعت آن را کم کنیم و می توانید خارها را در حین کار ببینید.
-
عجله
nounVi har besluttet os for at forsvinde i en fart, hvis du forstår.
چون عجله داريم مسئوليتش بي چون و چرا پاي خودمونيم اگه متوجه منظورم ميشي
-
مقدار حرکت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fart " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fart
-
سرعت
nounFarten, med hvilken galakser inden i hobe er i kredsløb, er alt for stor;
سرعت چرخش کهکشان ها درون خوشه ها نیز خیلی زیاد تر از حد انتظار است.
تصاویر با "fart"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن