ترجمه "fasan" به فارسی
قرقاول, تذرو, قرقاول بهترین ترجمه های "fasan" به فارسی هستند.
fasan
noun
common
w
دستور زبان
-
قرقاول
Fielding vil have kold fasan med dig pa hans yacht.
فيلدينگ دلش مي خواد تو کَشتيش باهاش قرقاول سرد بخوري.
-
تذرو
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " fasan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Fasan
-
قرقاول
تصاویر با "fasan"
عباراتی شبیه به "fasan" با ترجمه به فارسی
-
قرقاول الیوت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن