ترجمه "fedt" به فارسی

چربی, روغن, پیه بهترین ترجمه های "fedt" به فارسی هستند.

fedt noun adjective neuter دستور زبان
+ اضافه کردن

دانمارکی-فارسی فرهنگ لغت

  • چربی

    noun

    Fordi det vi gør er at vi tager fedtet fra vores mås og putter det i vores kinder.

    چون کاری که ما می کنیم بر داشتن چربی از کفل و گذاشتن آن در گونه هایمان است.

  • روغن

    noun

    Tænk at knuste æggeskaller får fedt af tøjet.

    نميدونستم پوست تخم مرغ آسياب شده لکه روغن رو از روي لباس پاک ميکنه

  • پیه

    Du har ikke købt mig kalmus for penge; og med dine slagtofres fedt har du ikke mættet mig.

    نی معطر را به جهت من به نقره نخریدی و به پیه ذبایح خویش مرا سیر نساختی.

  • ترجمه های کمتر

    • سنگینی
    • وزن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fedt " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "fedt" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fedt" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه